سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

335

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

أو خويشتن گم است كه را رهبرى كند ؟ ! ونيز ولى الله در " إزالة الخفا " گفته : اما افعالى كه تعلق به جزيه دارد بر وجه اتفاق صادر نشود ، مگر كه خليفه عالم به كتاب وسنت باشد ، وتلقّى آن به فهم خداداد نموده باشد ، مصلحت هر حكمي دانسته ، نسبت أو با پيغامبر مانند نسبت مخرجين با مجتهد مستقل [ است كه ] فن فقه را خوب ورزيده ، وفن حكمت از دل أو جوشيده ، وآنكه خود اين علم ندارد ، ديگران را چه افاده فرمايد ؟ ! خشك ابرى كه بود زآب تهى * نايد از وى صفت آب دهى ( 1 ) پس هرگاه اين أمور كه ولى الله ذكر كرده شرط خلافت باشد ، وحال تبحر عمر بن الخطاب اين قسم باشد كه به مسائل ضرورية هم واقف نبود ، چسان أو را خليفه توان گفت ؟ ! سبحان الله ! تلقى كتاب وسنت به فهم خداداد أو ودانستن مصلحت هر حكم وجوشيدن فن حكمت همين باشد كه عمر را حاصل بود ! ! لا والله ، ثمّ لا والله ولنعم ما أنشد . خشك ابرى كه بود زآب نهى * نايد از وى صفت آب دهى نهم : آنكه از كل قضايا وقصص ظاهر وواضح است كه عمر در أمور دين محتاج به غير خود بود ، حال آنكه به نص جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) امامي كه

--> 1 . [ الف ] نكته پنجم از فصل هفتم . قوبل على الأصل . ( 12 ) . [ إزالة الخفاء 1 / 265 ] .